close
متخصص ارتودنسی
ایت الله اراکی و امیر کبیر

تبلیغات

آرشیو

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    پرچم داران صلح
    بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما دوستان امیدوارم از سایت پرچمداران صلح لذت ببرین برای ارتباط با مدیر سایت می تونید با اینستاگرام در ارتباط باشید instagram:imanmehdipoor

لینک دوستان

پیوندهای روزانه

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 361
    کل نظرات کل نظرات : 98
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 26

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 5
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 50
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 6
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 12
    بازدید هفته بازدید هفته : 55
    بازدید ماه بازدید ماه : 1,052
    بازدید سال بازدید سال : 4,220
    بازدید کلی بازدید کلی : 141,577

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.80.58.121
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : سه شنبه 03 مهر 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مداحی


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 391 maryam
0 114 inmehr
0 152 maryam
0 92 inmehr
0 200 inmehr
0 386 iman21
0 260 iman21
0 281 iman21
0 235 iman21
0 242 iman21
0 340 iman21
0 272 iman21
0 271 iman21
0 374 iman21
0 264 iman21
0 502 iman21
0 244 iman21
0 237 mahsa
0 288 iman21
0 272 iman21

ایت الله اراکی و امیر کبیر

آیت الله العظمی اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت نه!

با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟
جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟
با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛
ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان!
۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی!
پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

 

 


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 15:15
برچسب ها : ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط HamiD در تاریخ 1391/9/14 و 14:28 دقیقه ارسال شده است

HamiD گفته:

براوشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی